فصل‌ها
قسمت 1

قسمت 1

فصل ۲ · قسمت ۱

در قسمت اول از فصل دوم می‌بینیم که خانواده دو کودک مقتول، برای رضایت‌دادن، یک میلیارد تومان از داوود اشرف می‌خواهند. داوود پول را از کسی در بیرونِ زندان قرض می‌گیرد و آزاد می‌شود، اما در ازای آن باید برای آن شخص کار خلافی را انجام دهد.

۰.۰/۱۰
قسمت 2

قسمت 2

فصل ۲ · قسمت ۲

در قسمت دوم می‌بینیم گروهی که داوود را از زندان آزاد کرده است، او را به خانه‌ای متروکه می‌فرستد. او در آن‌جا با دوست قدیمی‌اش سلیم و یک دختر ناشناس مواجه می‌شود. آن‌ها ماموریت دارند بسته‌ای را به شخصی به نام فروهر تحویل دهند و در ازای آن جنس تحویل بگیرند. اما کار در آن‌جا به درگیری می‌کشد و داوود و سلیم فرار می‌کنند. د...

۰.۰/۱۰
قسمت 3

قسمت 3

فصل ۲ · قسمت ۳

در قسمت سوم می‌بینیم داوود اشرف نزد رها جهانشاهی می‌رود و از او می‌خواهد برایش کاری دست‌وپا کند. رها در یک داروخانه برای داوود کار پیدا می‌کند. او ضمن درگیری با صاحب داروخانه، با رها هم جروبحث می‌کند و نامزد او را تعقیب می‌کند. رها به داوود می‌گوید از او متنفر است. داوود داروخانه را ترک می‌کند و طی تماس با گروه خلافکار...

۰.۰/۱۰
قسمت 4

قسمت 4

فصل ۲ · قسمت ۴

در قسمت چهارم می‌بینیم که داوود اشرف دوباره به باند خلافکاران می‌پیوندد. آن‌ها کارشان فروش مواد مخدر است و از داوود و سلیم و سارا برای این کار استفاده می‌کنند.

۰.۰/۱۰
قسمت 5

قسمت 5

فصل ۲ · قسمت ۵

در قسمت پنجم می‌بینیم سارا به خسرو علاقه‌مند شده، اما خسرو به او می‌گوید دست از خیال‌پردازی بردارد. از طرفی خسرو و افرادش به دنبال اسلحه‌ای هستند که گُم شده؛ اسلحه‌ای که داوود آن را برداشته و در جایی پنهان کرده است.

۰.۰/۱۰
قسمت 6

قسمت 6

فصل ۲ · قسمت ۶

در قسمت ششم می‌بینیم داوود به خانه پدری‌اش که آن را به خانواده مقتول بابت دیه داده بود می‌رود و با اسلحه آن‌ها را تهدید می‌کند که باید خانه را به او بفروشند. داوود همچنین بار دیگر سراغ رها می‌رود و می‌بیند که او پروانه وکالتش باطل و درگیر اعتیاد شده است.

۰.۰/۱۰
قسمت 7

قسمت 7

فصل ۲ · قسمت ۷

در قسمت هفتم می‌بینیم داوود که دربه‌دری رها را می‌بیند، وسایل او را به خانه پدری‌اش می‌برد. تهدید او اثر می‌کند و فتوحی منزل را به داوود می‌فروشد. پدر داوود می‌میرد و او به همراه رها، غرق در اعتیاد می‌شود.

۰.۰/۱۰
قسمت 8

قسمت 8

فصل ۲ · قسمت ۸

در قسمت هشتم می‌بینیم داوود به همراه دوست دوران زندانش رامین قصد اخاذی از خسرو و تیمش را دارند. داوود به‌ وسیله رامین، خسرو را تهدید می‌کند. تیم خسرو به فردی به نام هاشم شک می‌کنند و او را می‌کُشند.

۰.۰/۱۰