حسین املاکی، فرمانده لشکر قدس گیلان، در منطقه بانه درگیر ماموریتهای شناسایی و آمادهسازی برای عملیات نصر ۴ است. حسین بر اثر حادثهای حافظهاش را از دست میدهد و باید با این وضعیت کنار بیاید.
دختری به نام دریا در سیارهای دورافتاده زندگی میکند. مردم این سیاره سالهاست گرفتار موجوداتی به نام «آبدزکها» هستند؛ موجوداتی که آب سیاره را میدزدند و زندگی مردم را به خطر انداختهاند. دریا منتظر ظهور یک قهرمان افسانهای است که بتواند آنها را نجات دهد.
خانه آرش که استاد دانشگاه است، در حمله رژیم اسراییل آسیب میبیند و عروسی خانوادگی آنها بهم میریزد. او، همسرش فریبا و خانواده همسرش از خانه و تهران میگریزند.
یک خانواده با زندگی معمولی، ناگهان با ربودهشدن کودکشان روبهرو میشود. مادر که از این اتفاق بهشدت آشفته شده، تلاش میکند هر طور شده فرزندش را پیدا کند؛ اما در جریان جستوجو، رازها و اختلافهای قدیمی خانواده آشکار میشود.
سامی پسربچهای مرموز است که از دل یک حفره عجیب از آسمان وارد جزیره شاد میشود. در این جزیره موجودی به نام خرچنگ وجود دارد که شادی و خوشحالی کودکان را از بین میبرد و جزیره را به محیطی غمگین تبدیل میکند. سامی همراه گروهی از دریانوردان کشتی سنایچ راهی سفری میشود تا با این خرچنگ مبارزه کند و شادی را به جزیره برگرداند.
یک نماینده دادستان به نام مرتضی زند، برای اجرای حکم پنج محکوم به اعدام به شهری دیگر میرود. قرار است همه پنج نفر در یک شب اعدام شوند. پیش از اجرای حکم، هرکدام آخرین خواستهای دارند و خانوادههایشان برای گرفتن رضایت تلاش میکنند.
در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، یاسر که به تازگی به سپاه پاسداران پیوسته، در جریان بمباران تهران فرزند خود را از دست میدهد. این حادثه تلخ، او را به جستوجوی حقیقت درباره خیانتهای احتمالی در میان گروههای غیرانقلابی میکشاند.
یک جوان برای رسیدن به ثروت پدربزرگش نقشهای غیرمعمول میکشد؛ قرار است فردی را در نقش مادربزرگ وارد زندگی پدربزرگ کند تا بتوانند به ثروت او دست پیدا کنند. اما مشکل اینجاست که زنی جوان و جذاب برای بازیکردن نقش مادربزرگ انتخاب میشود و حضور او باعث میشود خود پدربزرگ به این زن علاقهمند شود.
یک چمدان مرموز باز میشود و بعد از آن، اتفاقات غیرعادی و ماجراجویانهای رخ میدهد. بچهها وارد دنیایی خیالی به نام «لیمونیا» میشوند؛ جایی پر از موجودات عجیب و موقعیتهای فانتزی.
در بحبوحه انقلاب اسلامی ایران، سه شکارچی برای شکار گوزن زرد ایرانی که در حال انقراض است به جنگلهای شمال کشور میروند. در این سفر، آنها با چالشها و موقعیتهای غیرمنتظرهای روبهرو میشوند.
در دوران پس از انقلاب، دو مرد که در گذشته آنتیکباز بودند، با شرایط جدید اقتصادی بازارشان کساد شده است. این دو نفر تصمیم میگیرند با راهاندازی یک امامزاده جعلی، به کلاهبرداری بپردازند.