رضا کیانیان در مصاحبه با روزنامه «شرق»، نسبت به تعطیلی جشنواره بینالمللی فیلم تهران انتقاد و تعبیر فرهنگی جالبی از شعار «مرگ بر آمریکا» ارائه کرد. او با اشاره به یکشکل بودن سینمای امروز ایران، گفت:
«در جشنواره بینالمللی فیلم تهران، وقتی آقای رضا میرکریمی سُکانش را به دست گرفت و از جشنواره فجر جدا کرد، چه اتفاقی افتاد؟ وقتی با جشنواره ملی ادغام بود، حالت دولتی را داشت و همیشه هم دستور از بالا میآمد که این باشد یا آن نباشد. در آن جشنواره کمی فضا باز و آزادتر شد و آدمهای متفاوتی آمدند و فیلمهای مختلفی در جشنواره آمد و این جشنواره شد جشنواره فیلمهای مستقل غیرهالیوودی؛ یعنی کسی که در دانمارک فیلمی ساخته بود و کسی آن را نمیدید، میآمد اینجا و اینجا دیده میشد و درباره آن حرف زده میشد و مثلا میهمان آمریکایی هم این فیلم را میدید و ارتباطی از این جنس برقرار میشد. آقای میرکریمی بخشی به اسم دارالفنون ایجاد کرد که در جشنوارههای دیگر هم هست که بچههای فیلمساز جوان سراسر دنیا را به ایران میآورد، به آنها هتل میداد و در مدت جشنواره، ایرانیها به آنها آموزش میدادند و نگاه خودشان را به آنها انتقال میدادند و آنها برای این جشنواره فیلم میساختند؛ یعنی سفیر درست میکردیم در سرتاسر دنیا که برای ما فیلم میساختند و با نگاه ما فیلم میساختند و چه فیلمهایی هم ساختند و بسیار فیلمهای جالبی است. وقتی آقای میرکریمی از من خواست در آن فستیوال باشم و بخشی از مسئولیت را برعهده بگیرم، خیلی خوشحال بودم، چون دریچههایی باز میشد در ایران که هم سینمای ایران و هم سینمای منطقه رشد میکند. آنهایی که خیلی شعار مرگ بر آمریکا میدهند، مگر غیر از این بود که یک پرچم سینمایی درست شده بود در برابر سینمای آمریکا. اگر قرار هست کسی بگوید مرگ بر آمریکا، باید دست آقای کیارستمی را ببوسد، چون او سینمایی درست کرد که هالیوودی نبود. این جشنواره داشت سینمایی را در جهان حمایت میکرد که هالیوودی نبود. الیور استون که آمد ایران، از این جشنواره لذت میبرد که چقدر همه چیز جالب است. زمانی قبل از آقای احمدینژاد جشنوارههای جهانی فیلم دنیا اگر فیلم ایرانی در آن نبود، چیزی کم داشت. چرا الان نیستند؟ و بعد جشنواره بینالمل بعد از چهار سال درجه الف گرفت، یعنی شد همتراز ونیز و کن و آن سرمایه را چه کسی نابود کرد؟ با کسانی که در ارشاد گذاشت. از راه که رسیدند، این جشنواره را تعطیل کردند. آن جشنواره چند میلیون دلار میارزید؟ همهاش به باد رفت و به جای اولش برگشت. الان چه سودی برده شد و چه فرهنگی ساخته شد؟ آنجا حقیقتا فرهنگ ساخته میشد؛ الان فقط فرهنگ نابود میشود. الان فیلمهایی که فروش میکند، معدود فیلمهایی است که من معتقدم آنها هم باید باشد، چراکه سینما رنگینکمان است و همه شکلها باید باشد ولی اگر یک شکل باشد، چون مجبور هستی فقط یک چیز ببینی، با آن دشمن میشوی. الان سینمای ما یک شکل است.»