کیلومتر پنج

۱۳۶۱ ۷۳ دقیقه ۱۵+

امتیاز کاربران
امتیاز شما
محبوبیت

مشهدی‌نصرت سوزن‌بان سالخورده‌ای است که پسرش به جبهه رفته و خودش نیز مشتاق اعزام است، اما رئیس خط با رفتنش مخالفت می‌کند. او هر روز عبور قطارهای حامل سربازان را می‌بیند و حسرت می‌خورد، در حالی که همکارش یدالله هم رفتن او را بیهوده می‌داند. سرانجام با سماجت و ایمانش رضایت اعزام را می‌گیرد و پیش از رفتن درمی‌یابد سخنان و باورهایش بر یدالله هم اثر گذاشته است.