تک‌درخت‌ها

۱۳۸۵ ۸۳ دقیقه ۱۵+

امتیاز کاربران
امتیاز شما
محبوبیت

شاعر پیر و گمنامی به نام آقای روشن در شهر کرمان زندگی می‌کند. پسرش ایرج پس از سال‌ها از فرانسه به دیدار پدر و خواهرش فخری می‌آید. در یک شب شعر، آقای روشن در حضور خانواده‌اش اعترافاتی می‌کند و صبح روز بعد می‌میرد. ایرج و فخری برای اثبات هنرمند بودن وی جهت دفن در قطعه هنرمندان به ادارات مختلف می‌روند.